تبليغاتX
طرحی برای یک اندیشه

 نظام سرمايه داري و غارت و تخريب محيط زيست: پيوند نظر و عمل

2. اصالت سود و لذت و تخريب محيط زيست

رفتار عملي

1. سرانه ميزان زمين حاصلخيز مورد نياز براي تأمين نيازهاي يك فرد آمريكايي ، بيش از 10 هکتار است در حاليکه رقم مزبور براي کشوري مانند بنگلادش کمتر از 0.2 هکتار به ازاي هر نفر است .

2. يك فرد آمريكايي متعلق به طبقه اجتماعي متوسط نسبت به يك فرد هندي متعلق به همين طبقه، به طور متوسط، 50 برابر فولاد بيشتر،56 برابر انرژي بيشتر،170 برابر كائوچو و روزنامه بيشتر،25 برابر سوخت موتوري بيشتر و 300 برابر پلاستيك بيشتري مصرف مي نمايد

3. بنابر گزارش سال 1977 سازمان حفاظت محيط زيست آمريكا، ايالات متحده كه تنها 5 درصد جمعيت جهان را به خود اختصاص داده است، حدود يك سوم از منابع طبيعي جهان را مصرف نموده و حداقل يك سوم از كل آلودگي دنيا را توليد مي كند.

4. تأثير منفي يك فرد آمريكايي بر محيط زيست ، بطور متوسط، 25تا50 برابر فردي از ملل در حال توسعه است. بنابراين از ديدگاه اقتصاددانان نئومالتوسي كه تأثير و اهميت عوامل استفاده از منابع و توليد آلودگي را نسبت به عامل تعداد جمعيت در تخريب و تغيير محيط زيست بيشتر مي دانند، ايالات متحده آمريكا، پر جمعيت ترين كشور جهان و داراي بيشترين اثرات تخريبي بر منابع طبيعي و محيط زيست محسوب مي شود.

5. بر اساس گزارش توسعه جهان بانك جهاني منتشر شده در سال 2008،ايالات متحده در سال 2004، بيشترين ميزان انتشار دي اكسيد كربن  را به خود اختصاص داده است. دي اكسيد كربن، مهمترين گاز گلخانه اي و افزايش انتشار آن به جو زمين، مهمترين عامل بروز تغييرات آب و هوايي و گرمايش زمين است. از آنجا كه بر مبناي اين گزارش، كشورهاي توسعه يافته به ويژه آمريكا، بيشترين سهم را در انتشار به جو زمين داشته اند، مسئوليت رويارويي با پديده تغييرات اقليمي در وهله اول بر عهده اين كشورها است. اما با اين وجود، ايالات متحده و استراليا، تنها كشورهايي هستند كه به جهت تضمين سود و منافع شركت هاي تجاري و صنعتي خويش و بهانه آنكه وضع محدوديت بر  انتشار دي اكسيد كربن، مانع رشد اقتصادي آنان مي گردد از تصويب معاهده محدودسازي انتشار دي اكسيد كربن و مقابله با تغييرات آب و هوايي موسوم به كيوتو، خودداري مي نمايند.

مبناي نظري

 انديشه خودبنياد انگاري انسان، به نوبه خويش منجر به شكل گيري دو انديشه اصالت سود و اصالت لذت ، به عنوان يكي از مهمترين شالوده هاي نظام سرمايه داري گرديده است. مطابق اين انديشه ها، انجام هر امري كه منجر به افزايش سود و لذت مادي انسان گردد مجاز و بلكه لازم است. اين ديدگاه مادي گرايانه به محيط زيست، در كنار تحسين و ترويج مصرف گرايي و تجمل پرستي در نظامات سرمايه داري، موجب گرديده كه در نظريات رشد و توسعه ليبرال، همچون نظريه مراحل توسعه روستو، مرحله مصرف انبوه مرحله اوج و غايت رشد و توسعه يك جامعه قلمداد گردد. چنين انديشه اي در عرصه نظر منجر به مصرف بيش از حد منابع، توليد آلودگي و فشار بر محيط زيست در عرصه عمل در كشوري همچون آمريكا به عنوان نماد نظام سرمايه داري گرديده است.




سه شنبه 2 اسفند1390ساعت 23:4  | 



 وقتي تهي مي شويم ، اطو مي كشيم!

اين روز ها دوباره بهمن است و دوباره دارم به معيارها فكر مي كنم. به ديروز و معيارهايمان و ايضاً به امروز و معيارهايمان...

اين روزها تازه دارد دستگيرم مي شود كه چرا اميرخاني در بيوتن مي گفت: ضمير كاف در « و لا يمكن الفرار من حكومتك» به دلار بر مي گردد! و چرا راه به راه، جلوي اسم و رقم دلار، علامت سجده واجبه گذاشته بود! وقتي حالي ام مي شود كه نگاه مي كنم به كثرت و طول سجود بعضي ها كه سعي بليغ و هم شديد دارند بر عمل به حديث نبوي كه به مردي كه طالب همنشيني با ايشان در بهشت بود فرمودند اَعِنّي بطول السجود(مرا با سجده هاي طولاني ياري كن) البته چه جاي مذمّت، بايد تلاش كرد كه بهشت را به بها!!! مي دهند و نه به بهانه. بها هم كه اين روزها ثانيه اي بالا مي رود و لذا به قول اهل معقول به ضرورت بالقياس لابد به دروازه هاي بهشت هم نزديكتر مي شويم...

راستي چه خبر از اختلاس سه هزار ميلياردي. ما كه بالأخره نفهميديم واحد شمارش پولي اش دلار بود يا ريال و در نتيجه نفهميديم چند تا سجده واجبه به عوض ذكر نام شريفش بدهكاريم! حالي مان نشد كه اختلاس بود يا اخلاص در انجام جهاد اقتصادي! دوباره ياد صحبت هاي آقاي نويسنده مي افتم كه مي گفت: « وقتي كلمات از معنا تهي شوند، با يك اطوكشي ساده مي شود اخلاص را اختلاس كرد و بر عكس» و ما چه خوب اطو مي كشيم اين روزها، كلمات را ، معاني را ، و حتي خودمان را

شايد همين اطو كشي باعث شده بود كه توي حياط باشگاه دانشجويان، دانشجويي به بغل دستي اش مي گفت: شنيدي جناب شيطان در جديدترين آپديت افاضاتشان به مناسبت تغييرات زمانه خطاب به حضرت باري گفته است: فبعزتك لاغوينهيم اجمعين الا عبادك منهم المختلسين؟!  نمي دانم چندتامان از مختلس، مخلص شديم و چندتامان از مخلص، مختلس! اما گذشته از اين بحث هاي سنگين فلسفي! خدا وكيلي خودمانيم چه اطوهاي با كيفيتي ساخته شده اين دوره و زمانه كه شيطان را هم مجبورمي كند معيار و مصداق اغوايش را عوض كند

اين روز ها دوباره بهمن است و دوباره دارم به معيارها فكر مي كنم. به ديروز و معيارهايمان و ايضاً به امروز و معيارهايمان...





یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 19:51  | 



 نظام سرمايه داري و غارت و تخريب محيط زيست: پيوند نظر و عمل

 1. خود بنياد انگاري انسان و تخريب محيط زيست

رفتار عملي

1.بر مبناي گزارش شاخص زمين زنده صندوق جهاني حيات وحش(2006)، در بازه زماني 1970 تا 2003 ، كره زمين بطور متوسط حدود يك سوم از تنوع زيستي خود را در نتيجه فعاليت هاي بشر از دست داده است. بطوريكه روزانه حداقل 11 گونه گياهي و جانوري براي هميشه از روي زمين محو و منقرض مي گردند. مطابق اين گزارش، چنين روند بهره كشي و تخريب بي رويه منابع تنوع زيستي، در طول تاريخ تكامل بشر بي سابقه بوده است.

2. كاربري بيش از نيمي از اراضي سطح زمين، بر اثر فعاليت هاي انساني تغيير نموده است. همچنين بيش از يك سوم منابع آبزيان اقيانوس ها مورد بهره برداري قرار گرفته و تا سال 2008 عمده اين منابع به اتمام خواهد رسيد

3. بر مبناي گزارش سازمان محيط زيست كانادا، تراكم دي اكسيد كربن در جو زمين در سال1992 به بالاترين حد خود در 160 هزار سال اخير رسيده و نسبت به دوران پيش از انقلاب صنعتي 25 درصد بيشتر بوده است.اين امر موجب تشديد اثر گلخانه اي گرديده است. ميانگين دماي كره زمين در شبانه روز15درجه سانتي گراد است كه به واسطه اثر گلخانه اي،از 1895 تاكنون،0.5 درجه سانتي گراد بر آن افزوده گرديده است.

4. بر اساس گزارش منابع جهان(1997)، در طول40سال گذشته،حدود يك سوم اراضي قابل كشت جهان به واسطه فرسايش آبي و بادي از بين رفته و اگر روند فرسايش،بيابان زايي، تبديل كاربري زمين و آلودگي خاكها با سموم، به همين نحو ادامه يابد، تا حدود نيم قرن ديگر تمامي اراضي حاصلخيز زمين از بين خواهند رفت. ين درحالي است كه فرآيند تشكيل تنها2.5سانتي متر خاك حاصلخيز، بين200تا1000سال به درازا مي كشد. همچنين براي تأمين غذاي هر نفر از مردم جهان، نياز به0.5هكتار زمين است،درحاليكه سهم سرانه موجود،تنها0.27هكتار است و پيش بيني مي گردد كه با رشد جمعيت و از بين رفتن اراضي زراعي، اين ميزان به 0.14هكتار كاهش يافته و اين منجر به بروز بحران كمبود مواد غذايي در سطح جهان مي گردد.

5. به گزارش فائو(1995)و منابع جهان(1997) همه روزه،25هزار هكتار از جنگل هاي زمين به علت تغيير كاربري،آلودگي هاي محيط زيست و استفاده از چوب جنگل جهت هيزم، از بين مي روند. همچنين بيش از نيمي از مراتع جهان، به علت چراي بيش از حد در معرض تخريب و فرسايش خاك قرار گرفته اند. در مجموع، تاكنون،13درصد جنگلها و مراتع جهان به بيابان تبديل شده و 30 درصد اين منابع نيز در معرض خطر تبديل به بيابان قرار دارند.

مبناي نظري

تا پيش از دوره انقلاب صنعتي، به جهت ساده بودن نيازهاي افراد و جوامع و نيز محدود بودن توان بهره برداري بشر از طبيعت به توان بدني و نيروي حيوانات، جوامع به لحاظ تأمين نيازها خودبسنده و سازگار با طبيعت بوده و به اندازه نياز خويش از طبيعت استفاده مي نمودند. تحولات علمي و فناوري در دوره پس از انقلاب صنعتي همچون اختراع ماشين منجر به دستيابي بشر به ابزارهاي پيچيده تر و پيشرفته تر گرديد. بهره مندي بشر از اين ابزارها، در كنار شكل گيري ايده تسلط و حكمفرمايي انسان بر طبيعت در دوران پس از رنسانس سبب شد كه وي با توان صنعتي خويش، به بهره كشي و استثمار طبيعت و استفاده بيش از حد نيازش از آن روي آورد.بهره كشي و بهره برداري بيش از حد از منابع محيط زيست به نوبه خويش منجر به افزايش محصولات و مواد غذايي گرديد.اين امر در كنار رشد علم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني و به تَبَع آن كاهش مرگ و مير، منجر به رشد نمايي و انفجار جمعيت گرديد. در نهايت،فشار حاصله از افزايش جمعيت و رشد صنعتي بر طبيعت، منجر به بروز آلودگي ها و تخريب گسترده محيط زيست گرديده است. چچنانكه مشاهده گرديد، انديشه تسلط و چيرگي انسان بر طبيعت، نقش محوري و اساسي در تخريب محيط زيست در دوران پس از رنسانس ايف نموده است.                                                                                                           
شكل گيري ايده تسلط و حكمفرمايي انسان بر طبيعت به نوبه خويش، ناشي از ايده خود بنياد انگاري انسان، به عنوان مهمترين و محوري ترين عنصر مدرنيته و روح تمدن جديد غرب و نظامات اجتماعي اقتصادي برخواسته از آن به ويژه نظام سرمايه داري است. خود بنياد انگاري انسان بدين معناست كه از آنجا كه ذهن انسان يقيني ترين و واقعي ترين امور و اشياست، لذا تعريف و تعيين ماهيت ساير اشيا توسط ذهن انسان صورت مي گيرد. از اين رو، انسان نه موجودي مانند ساير موجودات،بلكه حاكم و مسلط بر آنها و حتي مبدأ و بنياد تمامي آنهاست. از نتايج اين انديشه آن است كه، اولاً انسان از هر قيد و بند و تكليفي جز آنچه خود وضع نموده، آزاد است و ثانياً انسان مبدأ شناخت اشيا و از جمله محيط زيست بوده و لذا مبدأ و معيار ارزش گذاري بر آنها نيز خواهد بود. بنابراين محيط زيست، جداي از ارزشگذاري انساني،داراي ارزشي نيست. اين انديشه بنيادين در تمدن مدرن و به ويژه سرمايه داري، در عرصه عمل، منجر به شكل گيري ايده تسلط و حكمفرمايي انسان بر طبيعت و به تَبَع آن ظهور و بروز اخلاق بهره كشي و بهره برداري در تعامل نظام هاي مدرن و به ويژه سرمايه داري با محيط زيست گرديده است. مطابق اين اخلاق جديد تعامل با طبيعت، محيط زيست، صرفاً، منبع و ماده خام بي ارزشي است كه انسان بايد به هر شيوه و ميزان ممكن، آن را استخراج، بهره برداري و فرآوري نموده و به مواد ارزشمند تبديل نمايد. در چنين چارچوب تفكري، حتي مطرح گرديدن مفاهيمي چون توسعه پايدار نيز نه به منظور پاسداشت ارزش محيط زيست، كه به جهت تضمين بهره برداري طولاني مدت تر از آن مطرح مي گردد.





یکشنبه 13 آذر1390ساعت 0:55  | 



 كم شِمُردن،زياد شِمُردن؟!

آنچه ما را گول مي زند اين است كه ما به حجم عمل نگاه مي ‏كنيم. مي ‏بينيم چند هزار نفر را تأمين كرده‏ ايم، براى چندين نفر فرش گرفته‏ ايم،چه مقدار عبادت و عمل صالح انجام داده ايم و ... اين است كه حجم عمل ما را گول مي زند و مغرور مي ‏كند ... و زيادى آن در چشم‏ هامان جلوه مي ‏كند و به غرور و سپس به ركود مي رسيم و از پاى مي ‏افتيم.

عمل را بايد جدا از حجم و مقدارش، با توانايى خودت بسنجى، نه با داراييت؛ كه تكليف به اندازه‏ وسعت ماست، نه به قدر مُكنَت ما

تاجر پرشورى در مشهد از كارهايش مي گفت كه چگونه با دست خالى توانسته است براى جبهه، قدم‏هايى بردارد و در ظرف يك ماه چندين گره‏ بسته را بگشايد ... و توانسته با همكارى و جمع شدن به رقم‏هاى بزرگ برسد، ديدم نبايد بماند و در همين حد توقف كند. به جمله‏ هايى از دعاى مكارم الاخلاق اشاره كردم و اين نكته مطرح شد كه اين حركت را مي ‏توانى از دو زاويه نگاه كنى. يكى همين كه مي ‏گويى اين كارها انجام گرفته و ديگر اين كه تو در يك ماه اين گام‏ ها را برداشتى، چرا يازده ماه پيش اقدام نكردى؟ با اين ديد، تو يازده ماه، يازده برابر آن چه كه كرده‏ اى بدهكارى و اين است كه خوبي ها را زياد نمي ‏بينى. به «استقلال الخير «1» و كم شمردن خوبي ‏ها مي ‏رسى.



پي نوشت

( 1)-« ... و استقلال الخير و ان كثر من قولى و فعلى ... و استكثار الشر و ان قل من قولى و فعلى ...: و خداوندا مددم كن به كم شمردن خوبي هايم، هرچند كه خوبي در سخن و كردارم، فراوان باشد... و بسيار دانستن بدي هايم، هر چند كه بدي در سخن و كردارم اندك باشد. ». مفاتيح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق حضرت امام سجاد عليه السلام


آيه هاي سبز،استاد علي صفايي حائري(عين- صاد)،صفحه 56 ، با اندكي تصرف و تلخيص





پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت 19:59  | 



 جرقه‏ هاى زندگى‏

يك روز صبح با صداى استارت ماشينى از خواب بيدار شدم. استارت مداوم بود و جرقه‏ ها زياد و مايع قابل احتراق؛  اما با اين وصف حركتى نبود و پيشرفتى نبود.
من به ياد جرقه‏ هايى افتادم كه در زندگى خودم مدام سر مي ‏كشيدند. و به ياد استعدادهايى افتادم كه قابل سوختن بودند. و به ياد ركود و توقفى افتادم كه با اين همه جرقه و استعداد گريبان‏ گيرم بوده است. در اين فكر رفتم كه ببينم نقص از كجاست كه شنيدم راننده مي ‏گويد بايد هُلَش داد. هوا برداشته است!
و همين جواب من بود.



هنگامى كه هواها وجود مرا در بر مي گيرند و دلم را هوا بر مي دارد، ديگر جرقه ‏ها، برايم كارى نمى‏كنند و اگر مي خواهم به راه بيافتم بايد هُلَم بدهند و ضربه‏ ام بزنند و راهم بيندازند تا آن همه استعداد راكد نماند.

كتاب آيه هاي سبز،استاد علي صفايي حائري(عين-صاد)، صفحه11





چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 1:41  |